راهكارهاي تقويت هويت



فردي و اجتماعي



معلمان

 

 

 

 

 

 

چكيده

سرعت و تغيير و تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهه‎هاي اخير دگرگوني‎هاي عظيمي را به وجود آورده است. يكي از چالش‎هاي بزرگ انسان معاصر در عصر دانش، تحير و سرگرداني و بي هويتي است. دنياي جديد بسياري از نگرش‎ها و ارزش‎هايي كه جزو هويت آدمي محسوب مي‎شده، متزلزل كرده است. بدون ترديد اين تحولات عظيم در نظام آموزش و پرورش نيز نفوذ كرده است و ارزش‎ها و سنت‎هاي ديرين را متزلزل نموده است. معلم به عنوان ستون و ركن اصلي آموزش در عصر تجدد دچار تعارض ميان ارزش‎هاي ديرين واقتضائات تمدن جديد شده است. آنچه در اين نوشتار بررسي گرديده است راهكارهاي تقويت هويت فردي واجتماعي معلمان است. در مقوله بحران هويت فردي علم واخلاق يا به تعبيري ديگر عقلانيت و ايمان الهي است كه تا حدودي بحران هويت فردي معلم را مهار مي‎سازد و آرامش را به او ارزاني مي‎دارد و در بعد اجتماعي نيز راهكارهايي ارائه شده است كه مايه رضايت شغلي وافزايش منزلت اجتماعي وبازگرداندن هويت اجتماعي معلم مي‎گردد.

 

 


* شاغل در آموزش و پرورش كاشان

مقدمه

امروزه آموزش و پرورش به عنوان يكي از مهم‎ترين عوامل توسعه محسوب مي‎شود. كشورهاي جهان مي‎كوشند تا در انتخاب نظام آموزشي كارآمد كمترين فرصت را از دست ندهند نظام آموزشي شامل مجموعه‎اي از نيروهاي انساني از جمله معلمان، مديران، مشاوران و... است. كه براي تحقق اهداف آموزشي تلاش مي‎كنند. رسالت بزرگ نهاد عظيم آموزش و پرورش شكوفايي وبروز استعدادهاي دانش‎آموزان است و معلمان اساسي‎‎ترين  نقش را در اين فرايند عهده‎دار هستند. اثر بخشي امر آموزش در گرو علاقه، انگيزه و كارايي معلمان است. معلمان متخصص، پويا با انگيزه و علاقمند در تحقق اهداف آموزش نقش به سزايي دارند و معلمان زماني مي‎توانند از عهده رسالت سنگين خود برآيند كه پايگاه اجتماعي و فردي استواري داشته باشند.

امروزه به دلايل متعدد شان و هويت فردي و اجتماعي معلمان در معرض خطر است. به دليل كاهش جاذبه شغلي معلمان وعدم رضايت شغلي آنان آموزش و پرورش در جذب نيروهاي توانمند و مستعد ناتوان مانده است و نظام تعليم و تربيت در معرض خطر عدم كارايي است و آنچه جاي بحث و سخن است راهكارهاي تقويت منزلت فردي و اجتماعي معلمان است كه سعي شده در اين نوشتار بررسي گردد.

 

بيان مسأله

امروزه نظام آموزشي كشور به منظور تحقق اهداف والاي خود مستلزم برخورداري ازمعلمان تلاشگر، دلسوز و متعهد است. معلمان متعهد با داشتن التزام واحساس مسووليت وظايف خود را به بهترين نحو انجام داده و موجب كارآيي و اثر بخشي و بهره‏وري نظام آموزشي مي‎شوند.

توجه به مشكلات معلم و ارتقاي منزلت فردي و اجتماعي او سبب بهبود كيفيت كار آموزش مي‎شود نتايج كاهش اعتبار ومنزلت فردي واجتماعي معلم در جامعه باعث كاهش اقتدار تأثير الگو بودن او براي دانش‎آموزان و در نتيجه منجر به كاهش كارآمدي نظام آموزشي وتهديدي براي تربيت و پرورش نسل آينده مي‎شود.

بنابراين ايجاد فرصت‎هاي مناسب جهت دستيابي به شأن و منزلت واقعي معلم از جمله مواردي است كه در درجه نخست بايد دغدعه فكري كارگزاران و برنامه‎ريزان رسمي عرصه آموزش و پرورش باشد.

توجه خاص به معلم و تربيت معلم شايسته ومستعد سبب تغييرات مطلوب در نهاد آموزش و پرورش مي‎شود. تامين امكانات معيشتي و حقوقي معلم در ارتقاي منزلت اجتماعي و فردي او موثر است و توان مقابله معلم را با مشكلاتي نظير استرس و فشارهاي رواني ناشي از مسايل مادي بالا مي‎برد. آنچه در اين نوشتار مورد بررسي قرار گرفته راهكارهاي تقويت هويت فردي و اجتماعي معلم مي‎باشد و سعي شده است به سؤالات زير پاسخ داده شود:

1ـ هويت فردي و اجتماعي معلم چيست؟

2ـ چالش‎هاي هويت فردي و اجتماعي معلم چيست؟

3ـ راهكارهاي تقويت هويت فردي و اجتماعي معلم چگونه است؟

 

اهميت و ضرورت موضوع

معلمي در زمره حرفه‎هاي مقدس به شمار مي‎رود. در اهميت و نقش حرفه معلمي همين كلام بس كه خداوند منّان خود را اولين معلم بشر دانست (علّم آدم الاسماء كلّها: خداوند همه اسم‎ها را به آدمي تعليم داد. بقره /31) ويا امير المؤمنين (ع) فرمودند: من علّمني حرفاً فقد صيّرني عبداً: آن كس كه به من حرفي ياد دهد به تحقيق مرا بنده خود ساخته است.

ليكن در حال حاضر معلمان فاقد چنين منزلت و هويتي هستند. مشكلاتي نظير كمبود مزاياي حقوقي، نداشتن تأمين شغلي، شرايط كاري نامناسب و ... هويت فردي واجتماعي معلمان را در معرض خطر قرار داده است.

بسياري از افراد توانمند و علاقمند به علت شرايط خاص شغلي از انتخاب شغلي معلمي اجتناب مي‏كنند و جذب مشاغل خصوصي يا مشاغلي با مزاياي بهتر مي‎شوند. حتي اكثر دانشجويان تربيت معلم نيز انتخاب شغل معلمي براي آنان تصادفي بوده است.

براي ارتقاي كيفيت آموزشي، حفظ و نگهداري افراد كار آمد در حرفه معلمي و جذب افراد شايسته از اهميت ويژه‎اي برخورداراست فرجاد به نقل از وانهيل و كوك[1] مي‎گويد: «براي بررسي نظام آموزشي يك كشور كافي است ببينيم معلمان در درون نظام آموزشي آن چه وضعيتي دارند، زيرا اعتبار يك نظام آموزشي به اعتبار مقام معلم آن نظام وابسته است». (قاسمي‎نژاد، 1383، ص 45)

از ديگر عواملي كه هويت اجتماعي و فردي معلمان را تهديد مي‏كند، بي توجهي به مشكلات معلمان و تأكيد صرف بر قوانين و مقررات مي‎باشد براي افزايش منزلت فردي و اجتماعي معلمان اقداماتي در جهت ارتقاي دانش تخصصي و ايجاد انگيزه وعلاقه در شغل معلمي بايد صورت پذيرد و معلمان نيز در حفظ هويت فردي خود بكوشند. از كم كاري، سستي، مظلوم نمايي و تحريك حس ترحم ديگران نسبت به خود اجتناب كنند و قداست شغل معلمي خود را فراموش نكنند و به حيثبت شغلي لطمه نزنند.

در تحقيق قاسمي‎نژاد و اسماعيلي عواملي نظير پيشينه خانوادگي، قدرت اجتماعي، ويژگي‎هاي ظاهري، مذهب، مفيد بودن وضعيت اقتصادي و حيثيت شغلي در افزايش پايگاه اجتماعي معلمان مؤثر مي‎باشد (همان، ص 46)

 

تعريف هويت فردي و اجتماعي

ابتدا تعريف هويت و سپس هويت فردي و اجتماعي بيان مي‎گردد:

 

هويت

كلمه‎اي است عربي به معني «يكي بودن با ذات» يا يكي بودن موصوف با صفات اصلي و جوهري مورد نظر، هويت به معني جديد اين كلمه از طريق ترجمه‎هاي اروپايي به زبان فارسي وارد شده است.

لذا واژه‎اي ”Identity“ را از متون لاتين به معني معادل فارسي همان (محمد علي فروغي ) يا همانستي (نجف دريابندري) و متضاد آن را نيز كلمات (بي خويشتني) يا (از خود بيگانگي) و بي هويتي يا بي خودي گذاشته‎اند (سبحاني جو، 1383، ص20).

هويت مرز انسان و غير انسان در هستي است. در قرآن كريم نيز به از خود بيگانگي اشاره شده است كه از خود بيگانگي را نشانه فراموش كردن خداوند معرفي كرده است: ولاتكونوا كالذين نسو الله فانسيهم انفسهم،( حشر/ 9).

و در كلام گهربار مولا علي بن ابيطالب (ع) نيز خودشناسي نشانه خدا شناسي است (من عرف نفسه فقد عرف ربه).

در بحث هويت دو بعد مورد مطالعه است:

1) هويت فردي

2) هويت اجتماعي

 

هويت فردي

خود آگاه بودن فرد نسبت به خويشتن كه به تدريج از بدو تولد شروع ودر جواني به كمال مي‎رسد و در بزرگسالي تبديل به هويت اجتماعي مي‎گردد (سبحاني جو، 1383، ص 30).

 

هويت اجتماعي

مجموعه‎اي از خصوصيات و مشخصات اجتماعي، فرهنگي، رواني، فلسفي، زيستي و تاريخي كه بر يگانگي و همانندي اعضاي آن دلالت مي‏كند و آنان را در يك ظرف زماني و مكاني تعيين به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از ساير افراد و گروه‎ها متمايز مي‏كند (الطاني، 1378، ص 139).

به تعبيري ديگر هويت اجتماعي يعني تصور و آگاهي فرد از ديگران يا از گروه اجتماعي كه عضو آن است، (همان، ص 39) .

در مجموع مي‎توان هويت فردي را به من و هويت اجتماعي را به ما تعبير كرد و هويت پديده‎اي است كه از من شروع و به ما منتهي مي‎شود. به بيان ديگر از احساس خود بودن به احساس هم بستگي با اجتماع بزرگ ملي گسترش پيدا مي‏كند.

بدون ترديد اين دو بعد از يكديگر جدا نيست وملازم يكديگرند و انسان بايد به درجه‎اي از خود شناسي و ثبات شخصيت برسد كه نقش مثبت حضور خود را در جامعه دريابد و به كسب هويت اجتماعي نايل گردد و موفقيت در عرصه اجتماع ناشي از رشد هويت فردي انسان است.

بنابراين هويت فردي بر تفاوت و هويت اجتماعي بر شباهت تاكيد دارد. تحقق هويت اجتماعي در گروهدايت فردي است و هويت اجتماعي سبب شناخت فرد نسبت به وظايف خود و انتظارات جامعه از او است. (يار محمدي، 1381).

 

چالش‎هاي هويت فردي و اجتماعي معلمان

حرفه معلمي وتدريس ممكن است پرطرفدار‎‎ترين  حرفه در جهان نباشد اما بي شك پر جمعيت‎‎ترين حرفه است. معلمان نه تنها به سبب تعدادشان بلكه به دليل اينكه آنان ضامن تربيت وتعليم نسل آينده هستند، نيروي مهم انساني براي جوامع محسوب مي‎شوند. بنابراين معلمان مهم‎ترين اهرم در امر آموزش هستند.

شناخت چالش‎هاي هويت فردي و منزلت اجتماعي آنان و رفع مشكلات نقش مهمي در تقويت هويت فردي و اجتماعي دارد و منجر به بهبودكيفيت كار آموزش مي‎گردد.

از مهم‎ترين چالش‎هاي هويت فردي واجتماعي معلمان مي‎توان به موارد زير اشاره كرد:

1) پيشرفت علم و فناوري باعث كاهش اقتدار معلم مي‎شود. درعصر فناوري واطلاعات كامپيوتر، اينترنت منبع كسب اطلاعات براي دانش‎آموزان شده است. قبلاً معلمان مهم‎ترين پايگاه اطلاعات براي دانش‎آموزان بودند، اما در عصر دانايي وسايل مدرن جاي اقتدار معلم را گرفته است و باعث كاهش هويت و منزلت اجتماعي آنان شده است (رضايي، 1381). در حال حاضر با گسترش فرصت‎هاي يادگيري غير رسمي معلمان به عنوان مرجع علمي خارج از رده براي دانش‎آموزان به شمار مي‎روند كه اين موضوع منجر به كاهش منزلت اجتماعي معلمان مي‎شود.

2) كاهش انگيزه شغلي: از عوامل كليدي و مؤثر بر كاهش انگيزه شغلي معلمان عدم هماهنگي ميان ميزان حقوق و در آمد معلمان با مسايل شغلي آنان است. لذا اكثر معلمان داراي دو شغل مي‎باشند وفرصت افزايش معلومات و كسب اطلاعات مدرن را ندارند و با بي ميلي و بي رغبتي مسايل آموزشي را به دانش‎آموزان آموزش مي‎دهند.

فريس (1992) دو عامل را بر توانايي معلمان مؤثر مي‎داند:

1ـ عوامل زمينه‎اي مانند شرايط كار، كلاس، دسترسي به مواد آموزشي و حقوق.

2ـ عوامل محتوايي كار از قبيل فرصت براي رشد حرفه اي، خودمختاري، دانشوري، افزايش مسؤوليت پذيري، شغل متنوع.

فريس در مورد عوامل زمينه‎اي معتقد است حتي معلماني كه بطور دروني خود انگيخته هستند وقتي كه پرداخت حقوق آنان مرتب نباشد يا اينكه ميزان ان كم باشد انگيزش شغلي بالايي نخواهند داشت (همايي، 1383، ص49).

ازمهم‎ترين عوامل بي انگيزگي معلمان در آموزش وپرورش مي‎توان اين موارد را ذكر كرد: نبود وضعيت معيشتي مناسب، تبعيض بين فرهنگيان و غير فرهنگيان در زمينه ميزان درآمد، دو شغل بودن معلمان كه باعث كاهش انگيزه شغلي و در نهايت منجر به پايين بودن منزلت و هويت اجتماعي آنان مي‎شود.

 

3ـ افت تحصيلي و مشكلات اخلاقي دانش‎آموزان: افزايش مشكلات رفتاري و اخلاقي دانش‎آموزان در كلاس و ترك تحصيل آنان و افزايش معضلات اجتماعي نظير بزهكاري، سرقت، فرار دانش‎آموزان مسايلي هستند كه به ناتواني معلمان نسبت داده مي‎شود و در تفكر اجتماعي عامل اصلي عدم جاذبه مدارس تلقي مي‎گردد. اين مسأله باعث كاهش منزلت و هويت اجتماعي معلمان مي‎گردد.

 

4ـ به كارگيري معلمان قراردادي: براي كم نمودن هزينه‎ها در بخش آموزش و پرورش و وجود بعضي از مسايل اقتصادي كشور، آموزش و پرورش به استخدام معلمان در قالب قرار دادي با امتيازات حقوقي كم مبادرت مي‎ورزند. افزايش بيكاري و تورم موجب شده بعضي از افراد موقتي و بنا به شرايط خاص وارد حرفه معلمي شوند در حالي كه حرفه معلمي بسيار مهم و نياز به افرادي متخصص و علاقمند و كار آمد دارد و اين مسأله در كاهش منزلت فردي واجتماعي معلم عامل مؤثر است.

 

5ـ افزايش تراكم دانش‎آموزان در كلاس و وجود مدارس دو نوبته: افزايش نسبت شاگرد به معلم و كمبود فضاهاي آموزشي سبب شده كه تراكم دانش‎آموزان از حد استاندارد فراتر رفته و دربعضي از قسمت‎ها وجود مدارس دو نوبته يا كلاس‎هاي چند پايه نگراني و اضطراب معلمان را افزايش داده است و باعث افت تحصيلي و كاهش منزلت و موقعيت اجتماعي معلمان گردد.

 

عدم حمايت سازماني: كاركنان هر سازمان براي بهبود كيفيت كار خود نياز به حمايت سازماني دارند. بنابراين در انتخاب مديران مدارس بهترين گزينه بايد مورد نظر باشد. عدم ثبات مديريت  مدارس و به كارگيري و انتخاب مديران از جهت نياز نه از جهت توان علمي مديريتي فرصت‎هاي رشد و پيشرفت معلمان را متوقف مي‏كند.

در مطالعات باطني (1372) عامل برقراري روابط انساني با مسؤولان، ارتقاي شغلي يكسان باعث كاهش منزلت اجتماعي معلمان مي‎شود و در مطالعات عباس‎زاده (1369) عامل فقدان مشوق بيروني از طرف مديران و عدم دريافت بازخوردهاي شغلي، عوامل پايين بودن سطح كارايي معلمان و كاهش منزلت فردي و اجتماعي آنان تلقي شده است. نكته قابل ذكر افزايش سطح تعهد و تعلق سازماني معلمان است كه متأسفانه در مطالعات همايي (1381) گزارش داده شده كه 22 درصد معلمان فقط از تعهد وتعلق سازماني برخوردار هستند كه مي‎تواند چالش مهم در عدم كارايي معلمان وتزلزل هويت اجتماعي آنان باشد.

 

راهكارهاي تقويت هويت اجتماعي معلمان:

1ـ ارتقاي منزلت معلم از طريق تغيير سياست‎هاي كشور:

از طريق اختصاص بودجه بيشتر به آموزش و پرورش و اهميت دادن به امر تعليم و نقش توليدي نظام آموزشي و تغيير نگرش مصرف‎گرا بودن آموزش و پرورش اين امر محقق مي‎گردد.

2ـ بهبود وضع معيشتي و حقوق معلمان:

از آنجايي كه بيشتر معلمان دونوبته كار مي‎كنند و با تدريس خصوصي واضافه كار و تدريس در مدارس غير انتفاعي مشكلات مالي زندگي خود را حل مي‎كنند. بهبود وضع حقوقي معلمان باعث فرصت مطالعه و افزايش توانمندي آنان مي‎شود و اطلاعات خود را همانند دانش‎آموزان با علوم روز وفناوري بهبود مي‎بخشند و هم‎چون گذشته منبع اطلاعات و مرجع اقتدا براي دانش‎آموزان خود مي‎شوند و در مقابل سؤالات آنان پاسخ‎هايي قانع‎كننده دارند.

3ـ تغيير در سياست‎هاي گزينش معلم:

انتخاب معلمان علاقمند ومتخصص در بهبود كيفيت آموزشي نقش به سزايي دارد. نه اينكه به علت تراكم دانش‎آموز به مسايل ظاهري و سطحي در گزينش معلمان توجه شود و معلماني با توان علمي و مديريت ذاتي خود جذب ديگر مشاغل در آمد زا شوند.

4ـ ايجاد تشكل‎هاي صنفي براي دفاع از حقوق معلمان:

كليه رده‎هاي شغلي جامعه نظير تاكسي داران، بازاريان و ... داراي تشكل‎هاي صنفي هستند و به شيوه‎هاي قانوني از حقوق خود دفاع مي‎نمايند. معلمان نيز براي دفاع از حقوق خود نيازمند تشكل صنفي قانوني مي‎باشند.

5ـ افزايش كارايي نظام آموزش از طريق اصلاح مديريت نيروي انساني:

در مديريت آموزش و پرورش انتصاب‎ها بر اساس معيارهاي علمي و تخصصي نمي‎باشد. نظام شايسته سالاري حاكميت ندارد و توزيع فرصت‎ها در ميان كاركنان آموزش و پرورش عادلانه نيست (رحماني، 1383، ص11).

 

6ـ تنظيم مسايل اقتصادي و كاهش تورم:

وجود بي نظمي‎هاي اقتصادي و اجتماعي و به همراه آن وجود ثروت‎هاو موقعيت‎هاي باد آورده در جايي ديگر شأن اجتماعي معلمان را تنزل داده و سبب شده كه گروه‎هاي بي‎هويت جايگاهي بالاتر از معلمان داشته باشند و شغل آزاد جايگزين حرفه مقدس معلمي گردد.

راهكارهاي تقويت هويت فردي معلمان:

گرچه در شكل گيري هويت فردي و اجتماعي شخص عوامل پيدا وپنهان بسياري موثرند مانند خانواده، طبقات اجتماعي، مذهب، گروه دوستان، آموزش‎هاي رسمي يا غير رسمي، سنت‎ها، تاريخ، زبان، ميراث فكري و فرهنگي، رسانه‎ها و... .

اما تأثير همه اين عوامل به يك اندازه نيست. گاهي يك مؤلفه چنان اهميت دارد كه ديگر عوامل را تحت‎الشعاع خود قرار مي‎دهد. و در اين نوشتار دو عامل بسيار مهم در تقويت هويت فردي معلمان كه از ديگر عوامل اهميت بيشتري دارد مورد بررسي است: 1) علم   2) ايمان

 

1ـ علم

مهم‎ترين عامل در تقويت هويت فردي، علم گرايي معلم است. ويژگي مهم كاركرد علم و دانش شناخت فرد نسبت به خود و جايگاه خود در نظام هستي مي‎باشد ومانع از بحران هويت فردي معلم مي‎گردد.

امير مؤمنان (ع) مي‎فرمايد: «انديشمند كسي است كه قدر و منزلت و جايگاه خود را بشناسد و در جهل و ناداني انسان همين بس كه قدر خود را نداند».

بنابراين هر چه علم گرايي و عقلانيت معلم بيشتر شود در شناخت خود و افراد جامعه خود و مخاطبانش قوي‎تر خواهد بود و مشكلات اقتصادي و معيشتي و مالي ديگر نمي‎تواند جايگاه او را متزلزل سازد.

معلم با شناخت خود و شناخت مشكلات جامعه و فرهنگ كشور با قدرت و توانمندي مي‎تواند بر مشكلات فائق آيد. معلم با افزايش معلومات و اطلاعات خود مي‎تواند داراي ثبات شخصيت و داراي عزت نفس و اعتماد به نفس گردد و با تفكري منطقي نسبت به وضع خود و جهان بينش واقع‎بينانه‎اي پيدا كند و با علاقه مندي به دين و فرهنگ و ميهن خويش، پاسدار هويت فردي خود باشد.

راهكارهاي افزايش معلومات معلمان:

1) غني سازي كتابخانه‎هاي مدارس ومراكز تحقيقات براي مطالعه مداوم.

2) مجهز نمودن مدارس به سايت آموزشي.

3) آموزش بدو خدمت و ضمن خدمت براي معلمان.

4) آموزش مهارت‎هاي شغلي براي توانمند سازي معلمان.

5) علمكرد قوي گروه‎هاي درسي براي انتقال تجارب تدريس به همكاران.

6) ارتباط مدرك تحصيلي معلم با درسي كه تدريس مي‏كند تا احاطه علمي داشته باشد.

7)تشويق معلمان به شركت در جشنواره‎ها و المپيادهاي علمي براي افزايش كارايي معلمان.

8) تشكيل انجمن‎هاي علمي براي معلمان با توجه به رشته تدريس.

 

2ـ ايمان

معلم با ايمان قوي و استوار ومتصل به سرچشمه لايزال الهي مي‎تواند براي حفظ هويت فردي خود به تكيه گاه محكمي اعتماد كند. معلم با ايمان به خداوند قادراست صفات و ويژگي‎هاي فردي خود را حفظ نمايد كه متعصب و خشك و  نه بي تفاوت باشد. معلم مي‎تواند علم و دانش خود را به زيور تقوا و تعهد مزين كند و دينداري را معادل كهنه پرستي نداند و نوآوري وخلاقيت و مهارت را مساوي بي‎ديني نشمارد.

با  گوهر ايمان معلم مي‎تواند صيانت وهويت فردي خود را به گونه‎اي حفظ نمايد كه نه منزوي و گوشه گير و بدور از دنياي علم و فناوري باشد و نه تجدد گرا و سنت ستيز. او با ايمان قوي مي‎تواند انسان متعادل و موزوني باشد، مبرا از هر گونه افراط و تفريط. با تقوا و اخلاق و تعهد به فكر مخاطبانش است.

ايمان زندگيش را هدفمند مي‎سازد و او را سردرگمي  رنج  رها مي‎سازد و شخصيت واقعي را به او مي‎شناساند. معلم با روحيه و ايمان خود مي‎تواند نقش به سزايي در حفظ هويت فردي خود و دانش‎آموزانش داشته باشد. هر چند كه بسياري از ساختارهاي اجتماعي و ارزش‎هاي حاكم بر فرهنگ او برمباني ديني استوار نشده باشد.

 

راهكارهاي تقويت روحيه ايمان معلمان

1) توكل به خداوند براي حل مشكلات.

2) شركت در انجام مراسم ديني و مذهبي مدرسه (نظير نماز جماعت و مراسم سوگواري).

3) الگو قراردادن زندگي امامان و معصومين.

4) مطالعه زندگي عرفا و بزرگان.

5) تقويت تقوا و اخلاص در خود با توجه به آيه ”ان اكرمكم عندالله اتقيكم“ (سوره حجرات، آيه 13).

6) تعهد در كار همراه با تخصص (بر مطالبي كه مي‎خواهد تدريس كند تسلط علمي و تعهد در كار داشته باشد).

7) وقت شناسي و انجام وظايف (سر موقع بر سر كلاس درس حاضر شود و وقت دانش‎آموزان را هدر ندهد).

8) آراستگي ظاهري (نوع لباس و ظاهر او طبق سنت و شرع باشد).

 

نتيجه‎گيري

يكي از مقولات مهم در نظام آموزشي هويت معلم است. تحقيقات و پژوهش‎هاي متعددي پيرامون چالش‎هاي هويت فردي و اجتماعي معلم صورت گرفته است، اما آنچه شايان ذكر است اين است كه معلم بايد بدانند جايگاه و منزلت ومرتبت او چيست؟ آگاه باشد كه چه پيوندها، رشته‎ها و ارتباط‎هايي او را به خود و به دانش‎آموزان و همكاران و جامعه متعلق مي‎سازد و چه كارهايي باعث استحكام و تقويت پيوند ارتباطات اجتماعي او مي‎شود؟

معلم درعصر شتابان علم و فناوري بايد وظايف و مسؤوليت‎هاي خود را در قبال دانش‎آموزان بشناسد، در جهت بهبود ضعف‎ها و كاستي‎ها خود بكوشد و شناخت واقع‎بينانه‎اي از توقعات خود نسبت ديگران داشته باشد.

معلم با تقويت هويت فردي و اجتماعي مي‎تواند هويت ملي وديني خود را حفظ نمايد. معلم در مي‎يابد كه در جامعه وكشور خود جايگاهش كجاست، چه خدمات شايسته‎اي مي‎تواند براي ملت خود انجام دهد، با نسل آينده ساز كشور كه در دست اوست چگونه برخورد نمايد و پيام هويت ديني به معلم احساس تعهد و مسؤوليت در قبال انتقال ارزش‎ها و باورهاي ديني و مذهبي او به دانش‎آموزان امروز و آينده سازان فرداي كشور و پاسبانان آينده هويت ملي است. تعهد به همراه تخصص ومهارت سنگ بناي هويت فردي و ديني و اجتماعي و ملي او است. معلم با حفظ هويت فردي و اجتماعي در همه ابعاد وجودي خود (فيزيكي، عاطفي، اخلاقي و فرهنگي) داراي صفات و رفتارهاي ارزشمندي مي‎شود كه همچون گذشته به شأن ومنزلت واقعي خود مي‎رسد كه در قرآن كريم از او ياد شده است «علم الانسان ما لم يعلم» (علق/ 14)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1. الطاني، علي (1378)، هويت قومي در ايران، تهران، نشر شادگان.

2. باطني، حافظ، بررسي عوامل مؤثر در رضايت و عدم رضايت شغلي معلمان تبريز (1372)،چكيده دومين سمينار ارائه يافته‎هاي پژوهشي.

3. چنكينز، ريچارد (1381)، هويت اجتماعي، ترجمه تورج يارمحمدي، نشر پژوهش، تهران.

4. رحماني، جهانبخش(1383)، معلمان و چشم‎انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده، فصلنامه آموزه، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شماره 23.

5. سبحاني‎جو، حيات‎علي (1383)، هويت و بحران هويت، نشريه پيوند، آبان ماه.

6. عباس‎زاده، سيد محمد (1369) عوامل مؤثر در رضايت وعدم رضايت معلمان، آموزه، شماره 22، تابستان 1383.

7. فرجاد، محمد حسين (1374)، خلاصه مقالات همايش علمي كاربردي كيفيت آموزشي عمومي آموزش و پرورش، تهران، آذر ماه.

8. قاسمي‎نژاد و رضا اسماعيلي (1383)، بررسي شأن و موقعيت اجتماعي معلمان از ديدگاه دانش‎آموزان مدارس راهنمايي تحصيلي و متوسطه استان اصفهان، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شوراي تحقيقات.

9. گراوا، آنتون دي (1380) تغيير معلمان براي جهان در حال تغيير، ترجمه منيره رضايي، آموزه، شماره 22.

10. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات گنجينه، 1381.

11. همايي، رضا (1381)، بررسي ميزان تعلق و تعهد سازماني معلمان استان اصفهان، سازمان  آموزش و پرورش استان اصفهان، شوراي تحقيقات.

12. همايي، رضا (1383)، چشم‎اندازهاي بيست ساله آموزش و پرورش استان ـ معلمان و چالش‎ها، فصلنامه آموزه، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شماره 22.



1. Vanhill and Cook