راهكارهاي تقويت هويت فردي و اجتماعي معلمان
راهكارهاي تقويت هويت
فردي و اجتماعي
معلمان
چكيده
سرعت و تغيير و تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهههاي اخير دگرگونيهاي عظيمي را به وجود آورده است. يكي از چالشهاي بزرگ انسان معاصر در عصر دانش، تحير و سرگرداني و بي هويتي است. دنياي جديد بسياري از نگرشها و ارزشهايي كه جزو هويت آدمي محسوب ميشده، متزلزل كرده است. بدون ترديد اين تحولات عظيم در نظام آموزش و پرورش نيز نفوذ كرده است و ارزشها و سنتهاي ديرين را متزلزل نموده است. معلم به عنوان ستون و ركن اصلي آموزش در عصر تجدد دچار تعارض ميان ارزشهاي ديرين واقتضائات تمدن جديد شده است. آنچه در اين نوشتار بررسي گرديده است راهكارهاي تقويت هويت فردي واجتماعي معلمان است. در مقوله بحران هويت فردي علم واخلاق يا به تعبيري ديگر عقلانيت و ايمان الهي است كه تا حدودي بحران هويت فردي معلم را مهار ميسازد و آرامش را به او ارزاني ميدارد و در بعد اجتماعي نيز راهكارهايي ارائه شده است كه مايه رضايت شغلي وافزايش منزلت اجتماعي وبازگرداندن هويت اجتماعي معلم ميگردد.
* شاغل در آموزش و پرورش كاشان
مقدمه
امروزه آموزش و پرورش به عنوان يكي از مهمترين عوامل توسعه محسوب ميشود. كشورهاي جهان ميكوشند تا در انتخاب نظام آموزشي كارآمد كمترين فرصت را از دست ندهند نظام آموزشي شامل مجموعهاي از نيروهاي انساني از جمله معلمان، مديران، مشاوران و... است. كه براي تحقق اهداف آموزشي تلاش ميكنند. رسالت بزرگ نهاد عظيم آموزش و پرورش شكوفايي وبروز استعدادهاي دانشآموزان است و معلمان اساسيترين نقش را در اين فرايند عهدهدار هستند. اثر بخشي امر آموزش در گرو علاقه، انگيزه و كارايي معلمان است. معلمان متخصص، پويا با انگيزه و علاقمند در تحقق اهداف آموزش نقش به سزايي دارند و معلمان زماني ميتوانند از عهده رسالت سنگين خود برآيند كه پايگاه اجتماعي و فردي استواري داشته باشند.
امروزه به دلايل متعدد شان و هويت فردي و اجتماعي معلمان در معرض خطر است. به دليل كاهش جاذبه شغلي معلمان وعدم رضايت شغلي آنان آموزش و پرورش در جذب نيروهاي توانمند و مستعد ناتوان مانده است و نظام تعليم و تربيت در معرض خطر عدم كارايي است و آنچه جاي بحث و سخن است راهكارهاي تقويت منزلت فردي و اجتماعي معلمان است كه سعي شده در اين نوشتار بررسي گردد.
بيان مسأله
امروزه نظام آموزشي كشور به منظور تحقق اهداف والاي خود مستلزم برخورداري ازمعلمان تلاشگر، دلسوز و متعهد است. معلمان متعهد با داشتن التزام واحساس مسووليت وظايف خود را به بهترين نحو انجام داده و موجب كارآيي و اثر بخشي و بهرهوري نظام آموزشي ميشوند.
توجه به مشكلات معلم و ارتقاي منزلت فردي و اجتماعي او سبب بهبود كيفيت كار آموزش ميشود نتايج كاهش اعتبار ومنزلت فردي واجتماعي معلم در جامعه باعث كاهش اقتدار تأثير الگو بودن او براي دانشآموزان و در نتيجه منجر به كاهش كارآمدي نظام آموزشي وتهديدي براي تربيت و پرورش نسل آينده ميشود.
بنابراين ايجاد فرصتهاي مناسب جهت دستيابي به شأن و منزلت واقعي معلم از جمله مواردي است كه در درجه نخست بايد دغدعه فكري كارگزاران و برنامهريزان رسمي عرصه آموزش و پرورش باشد.
توجه خاص به معلم و تربيت معلم شايسته ومستعد سبب تغييرات مطلوب در نهاد آموزش و پرورش ميشود. تامين امكانات معيشتي و حقوقي معلم در ارتقاي منزلت اجتماعي و فردي او موثر است و توان مقابله معلم را با مشكلاتي نظير استرس و فشارهاي رواني ناشي از مسايل مادي بالا ميبرد. آنچه در اين نوشتار مورد بررسي قرار گرفته راهكارهاي تقويت هويت فردي و اجتماعي معلم ميباشد و سعي شده است به سؤالات زير پاسخ داده شود:
1ـ هويت فردي و اجتماعي معلم چيست؟
2ـ چالشهاي هويت فردي و اجتماعي معلم چيست؟
3ـ راهكارهاي تقويت هويت فردي و اجتماعي معلم چگونه است؟
اهميت و ضرورت موضوع
معلمي در زمره حرفههاي مقدس به شمار ميرود. در اهميت و نقش حرفه معلمي همين كلام بس كه خداوند منّان خود را اولين معلم بشر دانست (علّم آدم الاسماء كلّها: خداوند همه اسمها را به آدمي تعليم داد. بقره /31) ويا امير المؤمنين (ع) فرمودند: من علّمني حرفاً فقد صيّرني عبداً: آن كس كه به من حرفي ياد دهد به تحقيق مرا بنده خود ساخته است.
ليكن در حال حاضر معلمان فاقد چنين منزلت و هويتي هستند. مشكلاتي نظير كمبود مزاياي حقوقي، نداشتن تأمين شغلي، شرايط كاري نامناسب و ... هويت فردي واجتماعي معلمان را در معرض خطر قرار داده است.
بسياري از افراد توانمند و علاقمند به علت شرايط خاص شغلي از انتخاب شغلي معلمي اجتناب ميكنند و جذب مشاغل خصوصي يا مشاغلي با مزاياي بهتر ميشوند. حتي اكثر دانشجويان تربيت معلم نيز انتخاب شغل معلمي براي آنان تصادفي بوده است.
براي ارتقاي كيفيت آموزشي، حفظ و نگهداري افراد كار آمد در حرفه معلمي و جذب افراد شايسته از اهميت ويژهاي برخورداراست فرجاد به نقل از وانهيل و كوك[1] ميگويد: «براي بررسي نظام آموزشي يك كشور كافي است ببينيم معلمان در درون نظام آموزشي آن چه وضعيتي دارند، زيرا اعتبار يك نظام آموزشي به اعتبار مقام معلم آن نظام وابسته است». (قاسمينژاد، 1383، ص 45)
از ديگر عواملي كه هويت اجتماعي و فردي معلمان را تهديد ميكند، بي توجهي به مشكلات معلمان و تأكيد صرف بر قوانين و مقررات ميباشد براي افزايش منزلت فردي و اجتماعي معلمان اقداماتي در جهت ارتقاي دانش تخصصي و ايجاد انگيزه وعلاقه در شغل معلمي بايد صورت پذيرد و معلمان نيز در حفظ هويت فردي خود بكوشند. از كم كاري، سستي، مظلوم نمايي و تحريك حس ترحم ديگران نسبت به خود اجتناب كنند و قداست شغل معلمي خود را فراموش نكنند و به حيثبت شغلي لطمه نزنند.
در تحقيق قاسمينژاد و اسماعيلي عواملي نظير پيشينه خانوادگي، قدرت اجتماعي، ويژگيهاي ظاهري، مذهب، مفيد بودن وضعيت اقتصادي و حيثيت شغلي در افزايش پايگاه اجتماعي معلمان مؤثر ميباشد (همان، ص 46)
تعريف هويت فردي و اجتماعي
ابتدا تعريف هويت و سپس هويت فردي و اجتماعي بيان ميگردد:
هويت
كلمهاي است عربي به معني «يكي بودن با ذات» يا يكي بودن موصوف با صفات اصلي و جوهري مورد نظر، هويت به معني جديد اين كلمه از طريق ترجمههاي اروپايي به زبان فارسي وارد شده است.
لذا واژهاي ”Identity“ را از متون لاتين به معني معادل فارسي همان (محمد علي فروغي ) يا همانستي (نجف دريابندري) و متضاد آن را نيز كلمات (بي خويشتني) يا (از خود بيگانگي) و بي هويتي يا بي خودي گذاشتهاند (سبحاني جو، 1383، ص20).
هويت مرز انسان و غير انسان در هستي است. در قرآن كريم نيز به از خود بيگانگي اشاره شده است كه از خود بيگانگي را نشانه فراموش كردن خداوند معرفي كرده است: ولاتكونوا كالذين نسو الله فانسيهم انفسهم،( حشر/ 9).
و در كلام گهربار مولا علي بن ابيطالب (ع) نيز خودشناسي نشانه خدا شناسي است (من عرف نفسه فقد عرف ربه).
در بحث هويت دو بعد مورد مطالعه است:
1) هويت فردي
2) هويت اجتماعي
هويت فردي
خود آگاه بودن فرد نسبت به خويشتن كه به تدريج از بدو تولد شروع ودر جواني به كمال ميرسد و در بزرگسالي تبديل به هويت اجتماعي ميگردد (سبحاني جو، 1383، ص 30).
هويت اجتماعي
مجموعهاي از خصوصيات و مشخصات اجتماعي، فرهنگي، رواني، فلسفي، زيستي و تاريخي كه بر يگانگي و همانندي اعضاي آن دلالت ميكند و آنان را در يك ظرف زماني و مكاني تعيين به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از ساير افراد و گروهها متمايز ميكند (الطاني، 1378، ص 139).
به تعبيري ديگر هويت اجتماعي يعني تصور و آگاهي فرد از ديگران يا از گروه اجتماعي كه عضو آن است، (همان، ص 39) .
در مجموع ميتوان هويت فردي را به من و هويت اجتماعي را به ما تعبير كرد و هويت پديدهاي است كه از من شروع و به ما منتهي ميشود. به بيان ديگر از احساس خود بودن به احساس هم بستگي با اجتماع بزرگ ملي گسترش پيدا ميكند.
بدون ترديد اين دو بعد از يكديگر جدا نيست وملازم يكديگرند و انسان بايد به درجهاي از خود شناسي و ثبات شخصيت برسد كه نقش مثبت حضور خود را در جامعه دريابد و به كسب هويت اجتماعي نايل گردد و موفقيت در عرصه اجتماع ناشي از رشد هويت فردي انسان است.
بنابراين هويت فردي بر تفاوت و هويت اجتماعي بر شباهت تاكيد دارد. تحقق هويت اجتماعي در گروهدايت فردي است و هويت اجتماعي سبب شناخت فرد نسبت به وظايف خود و انتظارات جامعه از او است. (يار محمدي، 1381).
چالشهاي هويت فردي و اجتماعي معلمان
حرفه معلمي وتدريس ممكن است پرطرفدارترين حرفه در جهان نباشد اما بي شك پر جمعيتترين حرفه است. معلمان نه تنها به سبب تعدادشان بلكه به دليل اينكه آنان ضامن تربيت وتعليم نسل آينده هستند، نيروي مهم انساني براي جوامع محسوب ميشوند. بنابراين معلمان مهمترين اهرم در امر آموزش هستند.
شناخت چالشهاي هويت فردي و منزلت اجتماعي آنان و رفع مشكلات نقش مهمي در تقويت هويت فردي و اجتماعي دارد و منجر به بهبودكيفيت كار آموزش ميگردد.
از مهمترين چالشهاي هويت فردي واجتماعي معلمان ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1) پيشرفت علم و فناوري باعث كاهش اقتدار معلم ميشود. درعصر فناوري واطلاعات كامپيوتر، اينترنت منبع كسب اطلاعات براي دانشآموزان شده است. قبلاً معلمان مهمترين پايگاه اطلاعات براي دانشآموزان بودند، اما در عصر دانايي وسايل مدرن جاي اقتدار معلم را گرفته است و باعث كاهش هويت و منزلت اجتماعي آنان شده است (رضايي، 1381). در حال حاضر با گسترش فرصتهاي يادگيري غير رسمي معلمان به عنوان مرجع علمي خارج از رده براي دانشآموزان به شمار ميروند كه اين موضوع منجر به كاهش منزلت اجتماعي معلمان ميشود.
2) كاهش انگيزه شغلي: از عوامل كليدي و مؤثر بر كاهش انگيزه شغلي معلمان عدم هماهنگي ميان ميزان حقوق و در آمد معلمان با مسايل شغلي آنان است. لذا اكثر معلمان داراي دو شغل ميباشند وفرصت افزايش معلومات و كسب اطلاعات مدرن را ندارند و با بي ميلي و بي رغبتي مسايل آموزشي را به دانشآموزان آموزش ميدهند.
فريس (1992) دو عامل را بر توانايي معلمان مؤثر ميداند:
1ـ عوامل زمينهاي مانند شرايط كار، كلاس، دسترسي به مواد آموزشي و حقوق.
2ـ عوامل محتوايي كار از قبيل فرصت براي رشد حرفه اي، خودمختاري، دانشوري، افزايش مسؤوليت پذيري، شغل متنوع.
فريس در مورد عوامل زمينهاي معتقد است حتي معلماني كه بطور دروني خود انگيخته هستند وقتي كه پرداخت حقوق آنان مرتب نباشد يا اينكه ميزان ان كم باشد انگيزش شغلي بالايي نخواهند داشت (همايي، 1383، ص49).
ازمهمترين عوامل بي انگيزگي معلمان در آموزش وپرورش ميتوان اين موارد را ذكر كرد: نبود وضعيت معيشتي مناسب، تبعيض بين فرهنگيان و غير فرهنگيان در زمينه ميزان درآمد، دو شغل بودن معلمان كه باعث كاهش انگيزه شغلي و در نهايت منجر به پايين بودن منزلت و هويت اجتماعي آنان ميشود.
3ـ افت تحصيلي و مشكلات اخلاقي دانشآموزان: افزايش مشكلات رفتاري و اخلاقي دانشآموزان در كلاس و ترك تحصيل آنان و افزايش معضلات اجتماعي نظير بزهكاري، سرقت، فرار دانشآموزان مسايلي هستند كه به ناتواني معلمان نسبت داده ميشود و در تفكر اجتماعي عامل اصلي عدم جاذبه مدارس تلقي ميگردد. اين مسأله باعث كاهش منزلت و هويت اجتماعي معلمان ميگردد.
4ـ به كارگيري معلمان قراردادي: براي كم نمودن هزينهها در بخش آموزش و پرورش و وجود بعضي از مسايل اقتصادي كشور، آموزش و پرورش به استخدام معلمان در قالب قرار دادي با امتيازات حقوقي كم مبادرت ميورزند. افزايش بيكاري و تورم موجب شده بعضي از افراد موقتي و بنا به شرايط خاص وارد حرفه معلمي شوند در حالي كه حرفه معلمي بسيار مهم و نياز به افرادي متخصص و علاقمند و كار آمد دارد و اين مسأله در كاهش منزلت فردي واجتماعي معلم عامل مؤثر است.
5ـ افزايش تراكم دانشآموزان در كلاس و وجود مدارس دو نوبته: افزايش نسبت شاگرد به معلم و كمبود فضاهاي آموزشي سبب شده كه تراكم دانشآموزان از حد استاندارد فراتر رفته و دربعضي از قسمتها وجود مدارس دو نوبته يا كلاسهاي چند پايه نگراني و اضطراب معلمان را افزايش داده است و باعث افت تحصيلي و كاهش منزلت و موقعيت اجتماعي معلمان گردد.
6ـ عدم حمايت سازماني: كاركنان هر سازمان براي بهبود كيفيت كار خود نياز به حمايت سازماني دارند. بنابراين در انتخاب مديران مدارس بهترين گزينه بايد مورد نظر باشد. عدم ثبات مديريت مدارس و به كارگيري و انتخاب مديران از جهت نياز نه از جهت توان علمي مديريتي فرصتهاي رشد و پيشرفت معلمان را متوقف ميكند.
در مطالعات باطني (1372) عامل برقراري روابط انساني با مسؤولان، ارتقاي شغلي يكسان باعث كاهش منزلت اجتماعي معلمان ميشود و در مطالعات عباسزاده (1369) عامل فقدان مشوق بيروني از طرف مديران و عدم دريافت بازخوردهاي شغلي، عوامل پايين بودن سطح كارايي معلمان و كاهش منزلت فردي و اجتماعي آنان تلقي شده است. نكته قابل ذكر افزايش سطح تعهد و تعلق سازماني معلمان است كه متأسفانه در مطالعات همايي (1381) گزارش داده شده كه 22 درصد معلمان فقط از تعهد وتعلق سازماني برخوردار هستند كه ميتواند چالش مهم در عدم كارايي معلمان وتزلزل هويت اجتماعي آنان باشد.
راهكارهاي تقويت هويت اجتماعي معلمان:
1ـ ارتقاي منزلت معلم از طريق تغيير سياستهاي كشور:
از طريق اختصاص بودجه بيشتر به آموزش و پرورش و اهميت دادن به امر تعليم و نقش توليدي نظام آموزشي و تغيير نگرش مصرفگرا بودن آموزش و پرورش اين امر محقق ميگردد.
2ـ بهبود وضع معيشتي و حقوق معلمان:
از آنجايي كه بيشتر معلمان دونوبته كار ميكنند و با تدريس خصوصي واضافه كار و تدريس در مدارس غير انتفاعي مشكلات مالي زندگي خود را حل ميكنند. بهبود وضع حقوقي معلمان باعث فرصت مطالعه و افزايش توانمندي آنان ميشود و اطلاعات خود را همانند دانشآموزان با علوم روز وفناوري بهبود ميبخشند و همچون گذشته منبع اطلاعات و مرجع اقتدا براي دانشآموزان خود ميشوند و در مقابل سؤالات آنان پاسخهايي قانعكننده دارند.
3ـ تغيير در سياستهاي گزينش معلم:
انتخاب معلمان علاقمند ومتخصص در بهبود كيفيت آموزشي نقش به سزايي دارد. نه اينكه به علت تراكم دانشآموز به مسايل ظاهري و سطحي در گزينش معلمان توجه شود و معلماني با توان علمي و مديريت ذاتي خود جذب ديگر مشاغل در آمد زا شوند.
4ـ ايجاد تشكلهاي صنفي براي دفاع از حقوق معلمان:
كليه ردههاي شغلي جامعه نظير تاكسي داران، بازاريان و ... داراي تشكلهاي صنفي هستند و به شيوههاي قانوني از حقوق خود دفاع مينمايند. معلمان نيز براي دفاع از حقوق خود نيازمند تشكل صنفي قانوني ميباشند.
5ـ افزايش كارايي نظام آموزش از طريق اصلاح مديريت نيروي انساني:
در مديريت آموزش و پرورش انتصابها بر اساس معيارهاي علمي و تخصصي نميباشد. نظام شايسته سالاري حاكميت ندارد و توزيع فرصتها در ميان كاركنان آموزش و پرورش عادلانه نيست (رحماني، 1383، ص11).
6ـ تنظيم مسايل اقتصادي و كاهش تورم:
وجود بي نظميهاي اقتصادي و اجتماعي و به همراه آن وجود ثروتهاو موقعيتهاي باد آورده در جايي ديگر شأن اجتماعي معلمان را تنزل داده و سبب شده كه گروههاي بيهويت جايگاهي بالاتر از معلمان داشته باشند و شغل آزاد جايگزين حرفه مقدس معلمي گردد.
راهكارهاي تقويت هويت فردي معلمان:
گرچه در شكل گيري هويت فردي و اجتماعي شخص عوامل پيدا وپنهان بسياري موثرند مانند خانواده، طبقات اجتماعي، مذهب، گروه دوستان، آموزشهاي رسمي يا غير رسمي، سنتها، تاريخ، زبان، ميراث فكري و فرهنگي، رسانهها و... .
اما تأثير همه اين عوامل به يك اندازه نيست. گاهي يك مؤلفه چنان اهميت دارد كه ديگر عوامل را تحتالشعاع خود قرار ميدهد. و در اين نوشتار دو عامل بسيار مهم در تقويت هويت فردي معلمان كه از ديگر عوامل اهميت بيشتري دارد مورد بررسي است: 1) علم 2) ايمان
1ـ علم
مهمترين عامل در تقويت هويت فردي، علم گرايي معلم است. ويژگي مهم كاركرد علم و دانش شناخت فرد نسبت به خود و جايگاه خود در نظام هستي ميباشد ومانع از بحران هويت فردي معلم ميگردد.
امير مؤمنان (ع) ميفرمايد: «انديشمند كسي است كه قدر و منزلت و جايگاه خود را بشناسد و در جهل و ناداني انسان همين بس كه قدر خود را نداند».
بنابراين هر چه علم گرايي و عقلانيت معلم بيشتر شود در شناخت خود و افراد جامعه خود و مخاطبانش قويتر خواهد بود و مشكلات اقتصادي و معيشتي و مالي ديگر نميتواند جايگاه او را متزلزل سازد.
معلم با شناخت خود و شناخت مشكلات جامعه و فرهنگ كشور با قدرت و توانمندي ميتواند بر مشكلات فائق آيد. معلم با افزايش معلومات و اطلاعات خود ميتواند داراي ثبات شخصيت و داراي عزت نفس و اعتماد به نفس گردد و با تفكري منطقي نسبت به وضع خود و جهان بينش واقعبينانهاي پيدا كند و با علاقه مندي به دين و فرهنگ و ميهن خويش، پاسدار هويت فردي خود باشد.
راهكارهاي افزايش معلومات معلمان:
1) غني سازي كتابخانههاي مدارس ومراكز تحقيقات براي مطالعه مداوم.
2) مجهز نمودن مدارس به سايت آموزشي.
3) آموزش بدو خدمت و ضمن خدمت براي معلمان.
4) آموزش مهارتهاي شغلي براي توانمند سازي معلمان.
5) علمكرد قوي گروههاي درسي براي انتقال تجارب تدريس به همكاران.
6) ارتباط مدرك تحصيلي معلم با درسي كه تدريس ميكند تا احاطه علمي داشته باشد.
7)تشويق معلمان به شركت در جشنوارهها و المپيادهاي علمي براي افزايش كارايي معلمان.
8) تشكيل انجمنهاي علمي براي معلمان با توجه به رشته تدريس.
2ـ ايمان
معلم با ايمان قوي و استوار ومتصل به سرچشمه لايزال الهي ميتواند براي حفظ هويت فردي خود به تكيه گاه محكمي اعتماد كند. معلم با ايمان به خداوند قادراست صفات و ويژگيهاي فردي خود را حفظ نمايد كه متعصب و خشك و نه بي تفاوت باشد. معلم ميتواند علم و دانش خود را به زيور تقوا و تعهد مزين كند و دينداري را معادل كهنه پرستي نداند و نوآوري وخلاقيت و مهارت را مساوي بيديني نشمارد.
با گوهر ايمان معلم ميتواند صيانت وهويت فردي خود را به گونهاي حفظ نمايد كه نه منزوي و گوشه گير و بدور از دنياي علم و فناوري باشد و نه تجدد گرا و سنت ستيز. او با ايمان قوي ميتواند انسان متعادل و موزوني باشد، مبرا از هر گونه افراط و تفريط. با تقوا و اخلاق و تعهد به فكر مخاطبانش است.
ايمان زندگيش را هدفمند ميسازد و او را سردرگمي رنج رها ميسازد و شخصيت واقعي را به او ميشناساند. معلم با روحيه و ايمان خود ميتواند نقش به سزايي در حفظ هويت فردي خود و دانشآموزانش داشته باشد. هر چند كه بسياري از ساختارهاي اجتماعي و ارزشهاي حاكم بر فرهنگ او برمباني ديني استوار نشده باشد.
راهكارهاي تقويت روحيه ايمان معلمان
1) توكل به خداوند براي حل مشكلات.
2) شركت در انجام مراسم ديني و مذهبي مدرسه (نظير نماز جماعت و مراسم سوگواري).
3) الگو قراردادن زندگي امامان و معصومين.
4) مطالعه زندگي عرفا و بزرگان.
5) تقويت تقوا و اخلاص در خود با توجه به آيه ”ان اكرمكم عندالله اتقيكم“ (سوره حجرات، آيه 13).
6) تعهد در كار همراه با تخصص (بر مطالبي كه ميخواهد تدريس كند تسلط علمي و تعهد در كار داشته باشد).
7) وقت شناسي و انجام وظايف (سر موقع بر سر كلاس درس حاضر شود و وقت دانشآموزان را هدر ندهد).
8) آراستگي ظاهري (نوع لباس و ظاهر او طبق سنت و شرع باشد).
نتيجهگيري
يكي از مقولات مهم در نظام آموزشي هويت معلم است. تحقيقات و پژوهشهاي متعددي پيرامون چالشهاي هويت فردي و اجتماعي معلم صورت گرفته است، اما آنچه شايان ذكر است اين است كه معلم بايد بدانند جايگاه و منزلت ومرتبت او چيست؟ آگاه باشد كه چه پيوندها، رشتهها و ارتباطهايي او را به خود و به دانشآموزان و همكاران و جامعه متعلق ميسازد و چه كارهايي باعث استحكام و تقويت پيوند ارتباطات اجتماعي او ميشود؟
معلم درعصر شتابان علم و فناوري بايد وظايف و مسؤوليتهاي خود را در قبال دانشآموزان بشناسد، در جهت بهبود ضعفها و كاستيها خود بكوشد و شناخت واقعبينانهاي از توقعات خود نسبت ديگران داشته باشد.
معلم با تقويت هويت فردي و اجتماعي ميتواند هويت ملي وديني خود را حفظ نمايد. معلم در مييابد كه در جامعه وكشور خود جايگاهش كجاست، چه خدمات شايستهاي ميتواند براي ملت خود انجام دهد، با نسل آينده ساز كشور كه در دست اوست چگونه برخورد نمايد و پيام هويت ديني به معلم احساس تعهد و مسؤوليت در قبال انتقال ارزشها و باورهاي ديني و مذهبي او به دانشآموزان امروز و آينده سازان فرداي كشور و پاسبانان آينده هويت ملي است. تعهد به همراه تخصص ومهارت سنگ بناي هويت فردي و ديني و اجتماعي و ملي او است. معلم با حفظ هويت فردي و اجتماعي در همه ابعاد وجودي خود (فيزيكي، عاطفي، اخلاقي و فرهنگي) داراي صفات و رفتارهاي ارزشمندي ميشود كه همچون گذشته به شأن ومنزلت واقعي خود ميرسد كه در قرآن كريم از او ياد شده است «علم الانسان ما لم يعلم» (علق/ 14)
منابع
1. الطاني، علي (1378)، هويت قومي در ايران، تهران، نشر شادگان.
2. باطني، حافظ، بررسي عوامل مؤثر در رضايت و عدم رضايت شغلي معلمان تبريز (1372)،چكيده دومين سمينار ارائه يافتههاي پژوهشي.
3. چنكينز، ريچارد (1381)، هويت اجتماعي، ترجمه تورج يارمحمدي، نشر پژوهش، تهران.
4. رحماني، جهانبخش(1383)، معلمان و چشمانداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده، فصلنامه آموزه، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شماره 23.
5. سبحانيجو، حياتعلي (1383)، هويت و بحران هويت، نشريه پيوند، آبان ماه.
6. عباسزاده، سيد محمد (1369) عوامل مؤثر در رضايت وعدم رضايت معلمان، آموزه، شماره 22، تابستان 1383.
7. فرجاد، محمد حسين (1374)، خلاصه مقالات همايش علمي كاربردي كيفيت آموزشي عمومي آموزش و پرورش، تهران، آذر ماه.
8. قاسمينژاد و رضا اسماعيلي (1383)، بررسي شأن و موقعيت اجتماعي معلمان از ديدگاه دانشآموزان مدارس راهنمايي تحصيلي و متوسطه استان اصفهان، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شوراي تحقيقات.
9. گراوا، آنتون دي (1380) تغيير معلمان براي جهان در حال تغيير، ترجمه منيره رضايي، آموزه، شماره 22.
10. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات گنجينه، 1381.
11. همايي، رضا (1381)، بررسي ميزان تعلق و تعهد سازماني معلمان استان اصفهان، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شوراي تحقيقات.
12. همايي، رضا (1383)، چشماندازهاي بيست ساله آموزش و پرورش استان ـ معلمان و چالشها، فصلنامه آموزه، سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، شماره 22.
1. Vanhill and Cook